محمد و طهورامحمد و طهورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

meta's twins

چشمان طهورا

1391/6/20 11:28
نویسنده : tara
180 بازدید
اشتراک گذاری

فدای اون چشات بشم.دیشب خومه عمه بابا (عمه پروین )دعوت بودیم.خیلی گریه کردی.تا حدی که گلوت خشک شده بود و سرفه می کردی.بغلت کردم ،بوسیدمت آروم نمی شدی.رو پا خوابوندمت و روتو با قنداقت پوشوندم و پستونک محبوبت رو بهت دادم تا کم کم آروم شدی.کمی شیر خوردی تا خوابت برد.دلم نمی اومد پایین بذارمت و لی مجبور بودم.نمی دونم چرا سریع اشکات جاری می شه.دوست دارم.می بوسمت.الان که دارم می نویسم دلم برات تنگ شده با اینکه پایین خوابیدی.بابایی می گه اینقدر وابسته نشم.مگه میشه.راست میگه من زود آسیب می بینم. اینم چندتا عکس از چشات و بعد  گریه.

امیدوارم از درد اشک نریزه و تمام قطرات الماست مانندت برای لحظات شادیت باشه.

چشمان آبیچشم

چشمان آبی

چشم

آرامش پس از طوفان

نی نی غمگینغمگین

تو بغل مادرجون که کلی واست داستان می گه

غمگین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

پوپک مامان آنیا و آنیل
23 شهریور 91 16:22
عزیزم میدونم روزای سختی رو میگذرونی اما خب میگذره عوضش لذتش هم بیشتره منم دو ماه مامانم و عمه ام شیفتی خونه ای ما بودن بعد رفتم خونه مامانم تا پایان چهار ماه بعد یواش یواش مستقل شدیم. راستی اینقدر چشای خوشگلشون رو زوم نکن چش میخورن خدای نکرده
مامان نسرین
25 شهریور 91 21:20
سلام
ماشاا... به نی نیهای خوشگلت واسشون اسپند دود کنی حتما
منم اوایل دخترم خیلی گریه میکرد آخه بدجور ریفلاکس داشت بهش شیر خشک مخصوصی باید میدادم و فقط با پستونکش آروم میشد، وبلاگتو که دیدم یاد اون روزای خودم افتادم....
اما چهار ماهگی به بعد شیرینی هاشون یکی یکی جای گریه هاشونو میگیره صبور باش


مرسی،الان دخترم خیلی بهتر شده.دیروز واسه اولین بار بدون گریه و قنداق از 4 صبح تا 9 صبح کنارم خوابید.به خودم گفتم از این لحظات باید لذت ببرم.تا حسرت نداشته باشم.

مریم (مامی برسام و برسین )
27 شهریور 91 22:56
عزیزم قدمشون مبارک باشه این نینییای خومشلتو میام میچلونم خیلی نازن خدا حفظشون کنه اما بر خلاف گفته دوستان هرچی بزرگتر میشن سخت تر میشه
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به meta's twins می باشد